خرید بک لینک
قطعا آدم ها مختار هستند به دعوت کردن مهمان ، به اینکه کی بیاد و کی نیاد

اما من خودخواهم ، بی منطق هم هستم

از عید 96 که عمه کوچیکه همه فامیل رو دعوت کرد و من و همسر رو دعوت نکرد تو دلم ازش ناراحتم ، ناراحتم که دختردایی ام رو که اومده بود خونه مادرش که نزدیک خونه ما هم هست دعوت کرد اما ما رو دعوت نکرد.

در حد پیام های اینستاگرامی و تبریک و اینها با این عمه در ارتباطم بعد از اون ، برای تبریک سالگرد ازدواج سال قبل اس داد و آخرش نوشت که هرچند خیلی وقت هست ما رو فراموش کردی ...

کلا زیاد هم وقت مهمانی رفتن ندارم اما اون زمان ناراحت شدم.

دیشب هم زن دایی بزرگ همه خانواده رو دعوت کرد و ما رو نگفت !! این دیگه خیلی عجیب بود چون این مدت که میان این ور تمام کارهای پزشکی و نوبت و بیمارستان موندن رو ما باهاشون بودیم !!

همیشه هم رفتیم اونور بهشون سر زدیم

خوب آددمها مختار هستند در دعوت کردن

اما نکته اش اینجاست که فهمیدم جز مهمان هاش اون خانم و بچه اش هم بودن که ما رو نگفته !!

و الان ناراحتم از خانواده ام که رفتند این مهمانی رو !!

دیروز ظهر که مامان رو دیدم با خنده گفتم راستی فلانی چرا ما رو نگفت ؟ جز معدود روزه دارها که همسر من هست

گفت حتما بنا به دلایلی صلاح دید شما نباشید

گفتم اگر دلایلی وجود داره که ما نباشیم همون دلایل برای شما هم وجود داره.

......

خانواده من حتما رفتن ، چون همیشه الویت شون رضایت دیگران هست نه بچه ها

اونقدرها هم برام مهم نیست ، از رفتار زشت و زننده آقای "آ" پر مدعا برای سیزده بدر نمی شد انتظار بهتری از مادرش داشت با این مهمانی

شماره زن دایی رو گذاشتم تو بلک لیست

فعلا ی چند هفته ای اونور نمیرم .

کاملا درک میکنم مامان مریض هست و باید خودش روابط اش رو انتخاب کنه اما نه تا حد تحقیر کردن من .....

برچسب: نویسنده: هلیا کاظمیان تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1397 ساعت: 17:55

صفحه بندی