خیلی وقته میدونم دیگه جوان نیستم
دو روز قبل تو یک کارگاه انلاین مشاوره شرکت در کنکور دکترا حضور داشتم. یکم دیر رسیدم انلاین شدم این صدای مدرس اومذ : اگر نزدیک چهل هستید دیگه چه هدفی دارید برا دکترا؟؟ پذیرش هیات علمی تا 45 سالگی هست. خود دکترا هم 5 سال طول میکشه.
آره انگار عمرم تموم شده .چی فهمیدم از این زندگی؟؟؟
حداقل 15 سالش رو اینجا نوشتم!
*********
این روزها اغلب دارم تو ذهنم و تو کودکی ام زندگی میکنم. با مامان حرف میزنم. و آرزو میکنم کاش فقط یک ساعت بود و بهش میگفتم متاسفم برای همه ی اتفاق هایی که من دلیل اش بودم. بهش میگفتم چقدر دوستش دارم و بهش افتخار میکنم.
ما چه آدم های مزخرف ادایی ای بودیم استوری روز مادر براش نمی گذاشتیم میگفتم اینا ادا هست و خودمون که هستیم پیش ات چرا نمایش بدیم.
دل تنگ اون خونه هستم ، دلتنگ وقتی تو سن زیر مدرسه اومد کنارمون نشست بهمون بافتنی یاد داد. دلتنگ اون آشپزخانه که اجازه میداد تو بچگی توش شیرنی درست کنیم. دلتنگ خیاطی هاش.....
دلتنگ کودکی ام هستم اون حیاط و بازی های سرخوشانه
چه زود تمام شد. افتادم تو سرازیری زندگی و یهو یک روز میرسم به ته اش
برچسب:
نویسنده: هلیا کاظمیان