خرید بک لینک

روزی که رفتیم نوبت سونو بعدش رفتیم کافه ،خندیدیم

روری که سونو رو انجام دادیم با برگه جواب رفتیم کافه. خندیدیم

امروز بعد نظر 1 رفتیم کافه خندیدیم.....

به من گفت رعایت و چکاپ یکسال بعد، شبیه مادر که هی میرفت و میگفتن کیست هست و هیچی و یهو شد یک گردو

بگذریم

به رفیق جان گفت جراحی بشی و دربیاد بره آزمایشگاه

بغض دارم.... ما از یازده سالگی با هم هستیم

و الان باید این رو بشنوم

امید داریم بخاطر بچه ها همین....

برچسب: نویسنده: هلیا کاظمیان تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 8:57

صفحه بندی